|
قطع جنگلات یعنی مرگ طبیعت
■ مهران راد

■ مافیای قطع جنگلات، در برابر نافرمانی مردم، کارگران پاکستانی را وارد کشور مینمایند و به وسیله آنها به اهداف خود که همانا قطع جنگلات کشور و قاچاق چوب حاصل از آنها به خارج از کشور میباشد، نایل میآیند. ■
در سالهای اخیر، بار بار خبرهای زیادی به نشر رسیده مبنی بر این که عدهای افراد سودجو با قطع درختان در جنگلهای سراسر کشور به خصوص در جنوب، علاوه بر این که دست به قاچاق چوب حاصل از این درختان میزنند، در واقع به صورت کاملاً محسوسی جنگلهای کشور را در معرض خطر نابودی قرار میدهند.
جنگل علاوه بر این که میتواند یک منبع عایداتی خوب از نقطه نظر رونق صنعت توریزم در کشور باشد، در عین حال سرمایهای ملی است که نه تنها میتواند عواید اقتصادی زیادی به بار آورد که حتی در بهبود شرایط آب و هوایی کشور نیز نقشی قابل توجهی میتواند داشته باشد.
اما متاسفانه چون افغانستان، افغانستان است و هیچ چیز در این کشور سر جای خودش قرار ندارد و هیچ کاری با استفاده از قانون به مرحله اجرا گذاشته نمیشود، درختان و جنگلات نیز چوب قانونمند نبودن و عدم حاکمیت قانونی را میخورند.
این مشکلات و قطع بیرویه درختان جنگلات به اندازهای افزایش پیدا کرد که رییسجمهور کرزی نیز از چند ماه بدین سو هر از گاهی به آن اشاره میکند و آخرین مورد آن بیانیهی رادیویی وی است که از طریق رادیوی ملی نشر شد: «قطع درختان ظرف 30 سال گذشته، به جنگلات کشور شدت آسیب شدیدی وارد کرده است».
رییسجمهور، از بین بردن جنگلات را خلاف احکام دین اسلام و دشمنی با مردم افغانستان خواند و افزود: «ارشادات دین مبین اسلام مبنی بر همین ضرورتهای بشری بر تکثیر و حفاظت درختان تاکید میکند و قطع درختان را جداً منع کرده است».
انجینر حضرتحسین خاورین، متخصص امور جنگلات و رییس سابق جنگلات وزارت زراعت، آبیاری و مالداری در این خصوص به راه نجات گفت: «با قطع جنگلات میتوان به قدرت ادعا کرد که در واقع حیات افغانستان از بین میرود. جنگلات مایهی حیات هستند و باید گفت که با قطع جنگلات، افغانستان ویران میگردد».
خاورین میافزاید که باید برای جلوگیری از قطع جنگلات، مسوولین دولت و به خصوص وزارت زراعت و ریاست جنگلات این وزارت، برنامهها و پروگرامهای قوی حفاظت از جنگلات را روی دست بگیرند.
به باور وی یکی از راههای جلوگیری از قطع درختان در جنگلات سراسر کشور که عمدتاً به پاکستان قاچاق میشوند، اجتماعی ساختن این عرصه یعنی جنگلهای کشور میباشد، به این معنا که نگهداری، حفاظت و جلوگیری از قطع آنها را دولت به مردم محل بسپارد.
خاورین سپس ادامه داد که در این اواخر قانون جنگلات از سوی شورای ملی پاس شده است که بخشی از آن شامل حقوق مردم نسبت به جنگلات میشود.
وی میافزاید که اجتماعی ساختن جنگلها به این معنا میباشد که جنگلها را باید به مردم بدهیم تا از بین خود مردم و البته شوراهای حفاظتی که در میان مردم ایجاد میشود، محافظینی به منظور مراقبت، حفظ و نگهداری جنگلها به عنوان یکی از سرمایههای ملی افغانستان که انکشاف و مراقبت از آنها میتواند نقش مهمی در انکشاف اقتصادی کشور بازی نماید، استخدام و به کار گرفته شوند.
متخصص امور جنگلات، سپس اظهار داشت که البته شوراهای مذکور باید پس از ایجاد، لایحه وظایفی را برای خود طرح و تدوین نمایند که با استفاده از آنها بتوانند به صورت دقیقتر و بهتری نظارت بر مراقبت از جنگلها را عملی سازند.
به باور وی، این شوراهای مردمی علاوه بر این که میتوانند نقش به سزایی در مراقبت از جنگلها داشته باشند، باید با اجرای پروژههای دیگری نیز جلو قطع درختان و قاچاق آنها به خارج از کشور را نیز بگیرند.
رییس سابق ریاست جنگلات وزارت زراعت، آبیاری و مالداری همچنین با اشاره به جنگلات قطعشده در سراسر کشور که منبع عظیمی از سرمایههای ملی را از دست افغانها و دولت خارج نموده، خاطرنشان ساخت که باید ریاست عمومی منابع طبیعی، برنامهای را برای تنظیم آبریزهها روی دست بگیرد و پس از سپردن جنگلات به مردم، علاوه بر این که برای مردم نیز ایجاد اشتغال و کار میشود، مقدمات احیا و بازسازی جنگلها را نیز توسط خود مردم محل مهیا و فراهم بسازند تا باری دیگر، در آینده شاهد ایجاد جنگلهای بسیاری با درایت مسوولین و البته زحمات مردم باشیم.
انجینیر خاورین در پاسخ به این که چه عواملی زمینه قطع جنگلات و قاچاق آنها به کشورهای بیرونی و به خصوص پاکستان را مهیا میسازد، گفت: «در نقاطی که جنگلات وجود دارند، امنیت کافی تا هنوز تامین نشده است. مردمی که هستند نمیتوانند جلو مافیای داخلی و خارجی را بگیرند و این مافیا به زور هم که شده، مقداری دالر ناچیز را به مردم نشان داده و به زور، آنها را وادار به قطع جنگلات میکنند».
وی اما در مورد این که اگر مردم محل نیز در برابر این افراد مقاومت نشان دهند و حاضر به قطع درختان نشوند، اظهار داشت که مافیای قطع جنگلات، در برابر نافرمانی مردم، کارگران پاکستانی را وارد کشور مینمایند و به وسیله آنها به اهداف خود که همانا قطع جنگلات کشور و قاچاق چوب حاصل از آنها به خارج از کشور میباشد، نایل میآیند.
به باور خاورین، در این مناطق، حکومت به هیچ عنوان حاکمیت ندارد و مافیا به هر شکلی که خواستند عمل کرده و سرمایههای ملی کشور را برای دستیابی به منافع شخصی خویش از بین میبرند.
وی همچنین در مورد پیآمدهای قطع جنگلات کشور و مضرات آن برای مردم گفت که در وهله اول از چوبهای این درختان که به صورت غیرقانونی قطع میگردند، مردم افغانستان نمیتوانند استفاده نمایند و در ثانی قطع درختان، باعث از بین رفتن جنگلها میشود که در نتیجه لغزش کوهها و بروز سیلابها را به دنبال خود میآورد.
به گفته وی، همچنین در صورت ایجاد سیلابهای ناشی از قطع درختان، (جنگلها مانع خوبی در برابر سیلاب هستند)، زمینهای زراعتی مردم نیز به صورت جدی یا از بین میروند و یا هم در معرض خطر قرار میگیرند.
خاورین در مورد تبعات اقتصادی از بین رفتن جنگلات نیز میگوید که در چنین شرایطی باید گفت که چیزی به نام اقتصاد باقی نمیماند، به این معنا که مشکلات اقتصادی زیادی برای افغانستان و افغانها به میان میآید.
این در حالی است که سال گذشته، مقامات حکومتی میگفتند، به خاطر حفظ و احیای جنگلات افغانستان برنامههای را روی دست دارند.
به گفته مقامات و بر اساس سرویها، 50 درصد جنگلات افغانستان یا از بین رفته و یا هم از طرف قدرتمندان محلی غصب شده است. این سروی از سوی اداره خوراکه و زراعت سازمان ملل متحد صورت گرفته بود.
لازم به یادآوری است که افغانستان قبل از بروز جنگ در سال 1979، به دلیل جنگلات و حیات وحش دست نخوردهی خود معروف بود. کمربند متصل جنگل طبیعی درختان پسته در سراسر شمال کشیده شده بود، درختان عظیم 300 ساله سدر، درههای کوهستانی شرق را پر کرده بود و حتی تپههای خشک جنوب، کاملاً پوشیده از درخت بودند.
بعد از بیست و پنج سال جنگ، وسعت بحران محیط زیستی کشور به نحو وحشتناکی در حال آشکار شدن است.
تصویر ماهوارهیی سال 1977، 55 درصد ولایت بادغیس را پوشیده از جنگلات نشان میداد. اما اکنون تقریباً چیزی نشان نمیدهد.
کارشناسان جنگل عقیده دارند که کشور از بحران محیط زیستی که به ندرت مورد توجه جهان بیرون قرار گرفته است، رنج میبرد.
|